بديع الزمان فروزانفر
325
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
نماند و از « عرب بائده » شمرده مىشوند و هود پيغمبر را خدا بسوى آنها فرستاد ، اين قبيله در روايات اسلامى به قوت و بزرگى جثه شهرت يافتهاند . [ قصه باد كه در عهد هود ع قوم عاد را هلاك كرد ] هود گرد مومنان خطى كشيد * نرم مىشد باد كانجا مىرسيد هر كه بيرون بود ز آن خط جمله را * پاره پاره مىگسست اندر هوا هود : مطابق آن چه در قرآن كريم و روايات اسلامى ذكر مىشود پيغمبرى است كه خدا او را بسوى قوم عاد فرستاد و چون بتكذيب وى برخاستند خداوند آنها را ببادى سخت هلاك نمود ، سورهى ( 11 ) از قرآن كريم بنام هود است . اين ابيات تفسير و توضيح بيت ( 583 ) است ، مأخذ اين قصه را مىتوانيد در مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 10 ملاحظه فرماييد . همچنين شيبان راعى مىكشيد * گرد بر گرد رمه خطى پديد چون به جمعه مىشد او وقت نماز * تا نيارد گرگ آن جا ترك تاز هيچ گرگى در نرفتى اندر آن * گوسفندى هم نگشتى ز آن نشان باد حرص گرگ و حرص گوسفند * دايرهى مرد خدا را بود بند شيبان راعى : نام يكى از زهاد است كه چوپانى مىكرد و او را بدين مناسبت « راعى » مىنامند با محمد بن ادريس شافعى ( متوفى 204 ) معاصر بود و شافعى در احوال قلوب به دو مراجعه مىكرد و پيش وى به دو زانو مىنشست . شرح حال او را مىتوانيد در حليه الاولياء طبع مصر ، ج 4 ، ص 317 و صفه الصفوة ، طبع حيدر آباد دكن ، ج 4 ، ص 340 - 339 ملاحظه كنيد ، ابو القاسم قشيرى و غزالى نيز از وى چند حكايت نقل كردهاند . ترجمهى رسالهى قشيريه